الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
512
دقائق العلاج ( فارسي )
از نوبه ديگرى برسد و متداخله در وقتى است كه نوبه يك نوع قبل از قطع تب اولى بيايد و متشاركه آن است كه دو تب باهم باشد مثل تب يكدرميان توأم با تب آبله و مختلفه آن است كه دوران معينى نداشته باشد « 1 » و گاه آن را مختلطه گفتهاند و وبائيه آن است كه در اثر عفونت هوا باشد « 2 » و تب آبله و تب حصبه ( پس از اين دو نوع تب در همه نسخهها چنين است يكون قبلهما كه معنى آن معلوم نشد - مترجم ) اما تفصيل تبهاى روحى و نفسانى را پيش از اين گفتهايم مراجعه كن . « 3 »
--> ( 1 ) Fievre irreguliere ( 2 ) در قديم بطور كلى همه بيماريهاى همهگير را وبائى مىناميدند ، ف . م ( 3 ) در يكى از كتابهاى فرنگى كه ترجمه شده ديدم كه درباره تبهاى ادوارى گفته است كه در تبهاى سرد بايد بيمار را بپوشانند و نوشيدنيهاى عرقآور مثل خيسانده گل بلسان يا بنفشه و يا بابونه به او بدهند . در تبهاى گرم نوشيدنيهاى سردكننده مانند آب پنير و آب ليمو و پرتقال يا آب سرد يا آب عسل و چيزهاى ديگر به بيمار مىدهند و پوشش او را بايد كم كنند و اگر نشانى - هاى چيرگى خون ديده شود بايد فصد كنند . در ادواريهاى همراه با عرق بيمار بايد در حال تب در لحاف و بستر بماند ، و پس از قطع تب بايد چهل گرم پوست گنهگنه را در نيم ليتر آب بريزند و در هنگامى كه تب نيست در دو بار بخورند و يا اينكه بيست گرم پوست گنهگنه سائيده و يا شصت تا يكصد و بيست سانتىگرم جوهر آن را بخورند و بهتر اين است كه بلافاصله پس از قطع تب اين دارو را بنوشند و اگر در دسترس نباشد پوست بلوط و يا بيد برى و يا تبريزى كه حنطة النبى ناميده مىشود و يا برگ زيتون را بجاى پوست گنهگنه به كار ببرند . و بايد در روزهاى درمان استراحت كنند و كمتر بخورند و چيزهائى